big change
وقتی که عاشق می شدم خوشحال میبودم همی
با خود میگفتم که من بردم قمار زندگی
اما ندانستم در این صحرای بی پایان عشق
کوچکترین موجودم و بی یار می بودم همی
اما دگر اینطور نی ام در داستان زندگی
من یافتم معشوقه ام من باختم ان زندگی
خیال او در مستی ام هستی او در هستی ام
هروقت که تنها میشدم او بودکه میکرد یاری ام
+ نوشته شده در جمعه ۵ شهریور ۱۳۸۹ ساعت 18:4 توسط هرزه
|