بردن که بردن !

جاتون خالی امشب داشتیم با رفیقم بغل اتوبان بسیج می رفتیم که یهو دو نفر اومدن جلو که یکی یه چاقو دستشون بود هم قد جابر روزبهانی ! یغمونو گرفتن کشیدن بردن پشت یه درخت و گفتن جیباتونو خالی کنید . ما هم یه نگاه به هیکل یارو ها و اندازه چاقو هاشون انداختیم بعد یه نگاه به همدیگه کردیم و به این نتیجه رسیدیم که با زبون خوش خودمون جیبامونو خالی کنیم . خلاصه هر چی داشتیم دادیم رفت دیگه .

در مجموع یه عدد گوشی تلفن همراه نوکیا N۸۱ ، یک سیم کارت ۰۹۱۲ ، دوعدد ایرانسل ، گواهی نامه ، کارت عابر بانک ، کارت مترو و چند عدد کارت شناسایی دیگه رو بردن .

در کل خوب جایی اومدن دیگه . در مجموع ۷۵۰ هزار گرفتن و رفتن .

نوش جونشون . خب زورشون زیاد بود دیگه .

در مطلب بعدی دعوت م.پارسا رو لبیک خواهم گفت . لطفا منتظر بمانید .  

شکست

سخت ترین چیز تو زندگی اینه که شاه دلتو با ۲ خشت بِبُرَن !!

خود زنی

آقا جون اگه حرفی برای گفتن نداری مجبور نیستی که بیای چرت و پرت بنویسی ! حالا هی بگو تو دلم پر حرفه . که چی ؟ کو ؟ پس چرا کسی نمی بینه ؟ به عمل کار براید . خداییش دیروز که رفتم به ساحل نگاه خواستم بیام کلا وبلاگمو ببندم . اون چی می نویسه من چی می نویسم . بابا جم کن بساتتو دیگه . وبلاگه این پسره مفیدیه از وبلاگ من بهتره . باز حداقل تکلیفش با خودش معلومه . اگه یکی بیاد بگه من چند چندم با خودم ممنون می شم .

داری اعتماد بفسو ؟ از سرو کولمون داره اعتماد به نفس می ریزه . 

پی نوشت : دست روزگار مارو برده تو قرنطینه . یه ماهی کرکرمون پایینه . وبلاگو نمی گم . کرکره زندگیمون پایینه .

لات بازی ممنوع

اَی تف به گور اونی که لات بازی رو اختراع کرد . هرچی به این استقلالی ها خندیدیم و مسخرشون کردیم از دماغمون دراومد . دیروز صبح به یه بابایی گفتم جون خودت پرسپولیس امروز 6 تا می زنه تفاضلشو می کشه بالا ! اصلا من لال شم بهتره نه ؟ هر وقت از این پیش بینی ها کردم عجیب خورده تو برجکم .

در راستای همون نتایج عکس پیش بینی های بنده باید خدمتتون عرض کنم که خیلی شرمنده ام . فکر می کنم تمام ذلالتی که داریم می کشیم تقصیر منه . چون من قبل از انتخابات هم چنین لات بازی در آوردم . ( روم سیاه !! ) اگه اون لات بازیو در نیاورده بودم که الان وصعیتمون این نبود . حداقلش این بود که تو بد ترین شرایط کروبی می شد رئیس جمهور که بازم سگش می ارزید به این . خلاصه که شرمنده همه بروبچه های معترضم هستیم . حلال کنید .

می خواستم این مطلبو تو پی نوشت پست قبلی بیارم ولی دیدم یکم برای پی نوشت طولانیه .

اینو برای اونایی می گم که در حال سپری کردن دوران درد آور فراق هستند . آقاجون هر کی دوست داری به همین فراق راضی باش . کم پیش میاد که وصال با خوبیو خوشی به انجام برسه . اگه به وصال برسی اونوقت کارت خیلی سخت می شه . من که کمرم زیر بار مسئولیتش خم شد . اینقدر خم شد که بالاخره شکست . چنان شکست که تا آخر عمر هم راست نمی شه .

از تمام بیکاران محترم که تشریف میارن و مطالب چرت و پرت منو میخونن عذر می خوام . به بزرگواریه خودتون ببخشید . همی گویم و گفته ام بارها که تو دلم گونی گونی حرف داره خاک می خوره ولی نمی تونم بیانشون کنم . یکی از دالایلش هم اینه که قلمم خیلی جالب نیست و خودم راضی نمی شم که بنویسمشون .

غم

تا حالا شده اینقدر نا امید باشید که حتی نتونید برای دو دقیقه بعدتون تصمیم بگیرید ؟

اگه کل زندگی غم و غصه بود خیالی نبود ولی وقتی یکی دو ماه کیفت به کوک باشه و یه هو تمام دردای دنیارو بیارن خراب کنن روسرت آخر سوزشه .

داداش ما که داشتیم با این ۱۸ سال غم و غصه می ساختیم واسه چی دیگه این دو ماهو آوردی انداختی این وسط ؟ دیدی داریم به غم و غصه ها عادت می کنیم گفتی بزار یه درد جدید بیارم تو زندگیش ببینه دنیا دست کیه ؟ خب ما که روزی صد بار اعتراف می کنیم دنیا دست توه و ولاغیر . پس چرا چپ و راست اینجوری می ذاری تو کاسمون ؟

 

پی نوشت : عاشقی بد دردیه !!

پی نوشت ۲ : قدر فراقو بدونید که امان از دست وصال !

بازگشت سامورایی

دم همتون گرم . با کلی ترس و لرز اومدم نظراتو خوندم گفتم الان هر کی هر چی از دهنش در اومده بارم کرده . بازم گلی گوشه جمالتون .

آقا ما یه غلطی خوردیم گفتیم داریم خوب میشیم . ای کاش لال شده بودیم اصلا همچین حرفی نمی زدیم . بهتر نشد هیچ ، بد تر هم شده . تو این مدت که از تکنولوژی دور بودم کلی مشکلات عجیب قریب برام پیش اومد که اگه بخوام بگم هم ابروی خودم می ره هم رنگ دکمه های کیبوردم . خلاصه اگه پا بده قراره از این به بعد زود به زود خدمت برسیم . بازم شرمنده که رفتم گم و گرو شدم .