دبیرستان
اگه دستم به خواهر رویا برسه با چنگال پلاستیکی سرشو می برم . این همه موضوع تو دنیا واسه چی اومدی زرت نمکدونو کردی تو ذخم ما آخه . گفتی دبیرستان کردی کبابم . چه دورانی بود . هی روزگار . هی من می خوام به این خواهر محترم فحش ندم نمی شه . ببین چی کار کردی که نزدیکه گریه کنم . اونم من !!! من که یادم نیست آخرین بار کی گریه کردم . خیلی حرف برای گفتن دارم ولی نمی تونم . دستام جون نداره . نمی تونم بنویسم . الان فقط دو سه ژول انرژی تو بدنم مونده که مجبورم صرف فحش دادن به این دختره کنم .
در پایان از خواهر رویا اول عذر خواهی می کنم بعد هم تشکر می کنم که حال و هوامو برد به سال 42 .
بعد نوشت : یعنی قراره تا آخر همه ی پست های بنده یه جورایی به خواهر رویا ربط داشته باشه ؟
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۸ ساعت 14:26 توسط درد بی درمون گرفته
|